خطايى ، على اكبر
مقدمه 29
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
از اخبار ديگرى كه مؤلف مربوط به سفر خود و همراهانش مىدهد معالجهء يكى از همسفران اوست كه سالها به درد دل مبتلا بوده تا اينكه در آنجا با شكافتن سينه و داغ كردن قسمتى از دل و شش او ، از آن درد و رنج خلاصى يافته است ( ص 135 - 136 ) . مؤلف در راه آمدن به عثمانى ، گذارش بر تبريز مىافتد . او دوبار از آن شهر در اين كتاب ياد كرده است . يك بار آنجاست كه ميان شهر تبريز و دو شهر چين مقايسهاى كرده است ( ص 114 ) . بار ديگر هنگام ياد كردن از واقعهء صارم كردست . ( ص 167 ) مؤلف از مملكت عثمانى ، فقط دو اطلاع به ما مىدهد : يكى اينكه در روم گوشت قديد را خام مىخوردند ( ص 171 ) . همين نكته گوياى آن است كه ديدار روم براى او تازگى داشته و قرينه است كه خود از آن ديار نبوده . ديگر اينكه هنگام تهيه و تقديم كتاب ، شاه سليم بر آهنگ سفرى بوده است و مؤلف بدينسبب به نگارش بعضى از مطالب كه مىدانسته است نرسيده ، يعنى نخواسته و نتوانسته است كه به تفصيل بيشتر بپردازد . مؤلف از اشارهاى كه به قزلباش كرده است و از آنان به عبارت نفرينى « خذلهم اللّه » ( ص 167 ) ياد مىكند قطعى است كه از اهل سنت و جماعت بوده و روى آوردن او به دربار آل عثمان و تقديم كتاب به شاه سليم از همين باب بوده است . محتمل است كه چون از سفر چين بازگشته كليهء مناطق ايران را به علت وقوع محاربات در وضع نامطمئنى ديده پس ماندن در ايران را مصلحت ندانسته و خود را به استانبول رسانيده است . او در اين كتاب چندبار از سلطان روم به احترام نام مىبرد . ( ص 26 و 27 و 40 ، 145 ، 149 ، 167 ) . از جدّ او هم به اشارتى ياد كرده است ( ص 26 ) . از ميان مؤلفان قديم كتاب چلبى « خطاىنامه » را ديده و بيست و چند صفحه از مطالب آن را در « جهاننما » نقل كرده است . ( مأخوذ از مقالهء كاله - به ترجمهء شفاهى از صادق عدنان ارزى ) . كتاب ، در دو نسخهء سليمانيه و نسخهء پاريس مرتب بر بيست باب است ؛ ولى همان مطالب در نسخهء قاهره در بيست و يك باب آمده است . فرض اين است كه دو باب نسخههاى سليمانيه و پاريس درهم تلفيق شده و يا كاتب نسخهء قاهره يكى از ابواب را به دو پاره كرده است .